با تیغ خونی ؛ ساکنان شهر آدمخوار ....

برای تو که نمی دانی چرا وقتی می خندم این چنین از تهِ دل می خندم و چرا وقتی گریه می کنم این چنین زیاد می گریم . و چرا وقتی باید خوشحال شوم خوشحال نمی شوم ، و چرا گاهی تا این اندازه مشکل پسند و پر توقع می شوم. برای تو که هنوز نمیدانی روی کره ای که با تلاش ها و معجزه ها زندگی انسانِ رو به مرگی را نجات می دهند ؛ باعث مرگِ صد ها ، هزار ها و میلیون ها موجود زنده و سالم می شوند . می دانی ؟؟ زندگی خیلی بیشتر از لحظه ایست ، بینِ وقتی که به دنیا می آئیم و وقتی که می میریم-1. !

 

وقتی از زمزمه ی تار بهم می ریزی
از درونِ خودت انگار بهم می ریزی

هیچ کس نیست که پژواکِ صدایت باشد
وقتی از نیشترِ خار بهم می ریزی
 
گاهی با کارد به دنبالِ دلی میگردی
گاهی از دیدنِ بیمار بهم می ریزی

چون درختی به لبِ گور امامت کردی
از بدِ حادثه این بار بهم می ریزی

این چه حالی ست که از خوف و رجا مینالی
مثلِ منصورِ سرِ دار بهم می ریزی

دل بی دغدغه ی باغ بهم می ریزد
وقتی از شانه ی دیوار به هم می ریزی.


 
 
                 ||

 
 
 رویای آدم برفی ات را ژاله می کارند
تا که جوانه می زنی ، هر ساله می کارند

مانندِ گامِ سرمه ، دَورا دور چشمانت
را ، باد های این حوالی هاله می کارند
 
تو دامنِ برفی به تن داری و می لرزی
زیر قدم های نحیف ات چاله می کارند

تا که بمیری ، کودکانه مردمِ شهر ات
بر گورِ سردت قصه های خاله می کارند

با تیغِ خونی ، ساکنانِ شهرِ آدمخوار
جغرافیای دامنت را لاله می کارند


دنیا نمکدانِ بزرگی ؛ استخوانت را
چاقو به دستان گرسنه ناله می کارند



پ.ن : اوریانا فلاچی ؛ زندگی ، جنگ و دیگر هیچ

/ 2 نظر / 56 بازدید
نقد و بررسی مجموعه شعر "قبله مایل به تو"

دومین جلسه نقد و بررسی مجموعه شعر "قبله مایل به تو" اثر سید حمید رضا برقعی با حضور دکتر محمد رضا سنگری ، دکتر محمدعلی مجاهدی ،آقای بیژن ارژن ، حجه الاسلام والمسلمین جواد محمد زمانی زمان: چهارشنبه 7 دی ماه ساعت18 مکان: قم- ابتدای صفائیه - نگارستان اشراق