... سمت خواب های ساده و نجیب !!




غدارِ ظریف ...

 

بنگر که چه کـرده با دلم عشق کثیـف

جانم بنهـــاده  در تهِ مـــــشتِ حـریف

 

آخــر ز فـــراق چــشم او خــاک شدم

بشکسته و بی گناه و دلتـنگ و نحیف

 

کاش همره ی ایل اشک و همگام بهار

روزی بــرسم  به مُلکِ  غـــدار ظـریف

 

یا واژه ی سبــز  قــدمش را غـــزل ام

یک شب بکــشد به قــافیه یا که ردیف

 

مــانند غـــــروب فصـــل پائـــیزی ام و

یا بــرگ فـــرو شکسته و زرد و ضعیف

 

تقــدیر مرا خــدا چنــین کــرده و کـاش

روزی بتــوان رَستن از ایــن بند شریف

 

.......

 

صــبرم به ســر آمــد و نیامد اجــــلم

مُردم به خدا ،بکُش مرا عشق کثیف!!


    و...اینکه :

 

 

چــرا با تو جفا کــردند سـیاوش" ٢" 

تـــرا تنها رهــــا کردند سیاوش

 

بـــرو شهـنامه ی دل را ورق زن

سـر ات از تن جداکردندسیاوش


            *   *   *

 

چی بد کردند سیاوش با دل تو

گره بستند به درد و مشکل تو

 

بسوز تا هرچه میخواهد بسوزد

که آتشزا است هر برگِ گل تو

 

 

 

پینوشت

١- دل های پاک خطا نمی کنند ، سادگی میکنند... سادگی اما ، پاکترین خطای دنیای امروز است.
 
٢- سیاوش نام مستعار من است و اغلب نوشته هایم به این نام منتشر شده اند.

/ 8 نظر / 13 بازدید
نعمت الله ترکانی

پژمان عزیز سلام! زیبا بود غزل غدار ظریف. نمیدانم در دوبیتی اول سیاوش برو شهنامه ی دل را ورق زن باید باشد یانه. بهر صورت برای سیاوش هرچه بگویی میارزد. سلامتی ات را میخواهم عزیز.

نعمت الله ترکانی

پژمان جان سلام! عزیزم من همیشه خدمت میرسم. دیشب برایت نوشتم. آگر آنرا نمیخواهی عوض اش اینرا بگذار. دوستت دارم وآرزوی منست که روزی با تو به هرات باشم و برایت از سر سبزی های که به مدیریت ام انجام پذیرفته بود دیدن نموده و از صحبت های شیرین ات لذت ببرم. یاهو

زریر

سلام بر شاعر زیبائی ها و خوش قریحه غزل زیبا و گلایه آمیزت آراسته با واژه های بکر و تصاویر دلنشین بنوع قشنگ طراحی گردیده دوبیتی هایت دل ها را همراهی میکنند و اینکه لقب تو عزیز سیاوش است واقعن بجا و مناسب میباشد سیاوش یعنی نمونه صداقت و پاکی ، سیاوش یعنی سمبول راستی و محبت حقا که شایسته این لقب هستی من نیز بیاد قربانیان سانحه سالنگ با غزلی بروز هستم منتظر حضورت نشسته ام عزیز دوستداشتنی [گل][گل][گل]

یاشیل

دوست شاعر و نویسنده پر تلاشم جناب پژمان با سلام و عرض ارادت مجدد دوست عزیزم مگر می شود آدم هوس شعر کند ولی به کلبه ی ادبی شما قدم نگذارد.من هم به رسم ادب خیلی زود به زود به کلبه ی اهل دلی همچون شما قدم می گذارم و برگی از خوشه های ادب را بر می چینم باشد که توشه ی باشد بر من در این لحظات. راستی پژمان جان سپاس یزدان را که دوست خوبی مثل شما را در مسیر راهم قرار داد.باز هم غزل بسرائید و روزی کسانی قدردان شما و امثال شما خواهند بود. ارادتمند و برادر کوچکتان(یاشیل)

رضا

مثل همیشه محشر بود مرسی[دست]

سهراب

سلام گاهی به این فکر میافتم که عشق با اینهمه عظمتش چرا اینقدر به پستی کشیده میشود ؟ باور کن این غزل ات مرا به یاد آنچه که سالها برسینه ام سنگینی میکند انداخت . و تو این را خوب میدانی ! شاید هم جانمایه ی این غزل ات درد های است که من کشیده و میکشم ! برایت بهترین ها را میخواهم . [گل] باشی و عمرت بسان گل مباد!

آسامحمدیان

آیامی خواهیدباتئوری های ابتدایی ژانر شعر_واژه در مکتب ادبی اصالت کلمه(عریانیسم)آشناشوید.پست این بار من به این وضوع اختصاص دارد.منتظرنقدهای دانشورانه ی شما هستم. Oryanism.blogfa.co