کسی آهسته درگوش ات ....

 

 

کـسی از چشم هایت خنده بر لب میدهد بانو

کسی آهستـه درگوش ات مرا گپ میدهد بانو

 

بفرما چای و شیرینی ، بفـرما بوسه های از...

بگو کاین ثروت ومستی،که راشب میدهد بانو !؟

 

کبوتر وار می خوانم ، کبـــــوتر وار و بی پروا !!

کمی ریـــتم نفس هایم ... تبِ رپ میدهد بانو

 

زبس کج رفــته چشمانت میان کوچه مان گویا

مـــــرا فکر"حسن"کرده و هی چپ میدهد بانو

 

چه معصومانه می پیچم،چه استادانه میرقصی

که آتش داده بـــر جانم ؟ تنم تب میدهد بانو !

.

.

ازین دیدن چه میخواهی، برو ازشهر دوری کن

از آن مردی که درگوش ات مراگپ میدهد بانو !

 

واینکه :


سرتا به قدم حریق آتش شده ام
درآتش توبسی کمانکش شده ام

باز آیید و عاشقان !! به دارم بزنید 
زخمی نچشیده ام؛سیاوش شده ام

/ 20 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شبنم

سلام برادر عزیز و شاعر با درک محترم پژمان امید در لباس صحت ملبس باشید شعر زیبای تان را خواندم عالی بود موفقیت های مزید برای شما آرزو می نمایم و اینک با شعر تازه بروزم و منتظر حضور گر م شما هستم[گل]

شبنم

سلام برادر عزیز و شاعر با درک محترم پژمان امید در لباس صحت ملبس باشید شعر زیبای تان را خواندم عالی بود موفقیت های مزید برای شما آرزو می نمایم و اینک با شعر تازه بروزم و منتظر حضور گر م شما هستم[گل]

حدیث عشق

درود بر پژمان عزیز! خوشحالم که باز هم بعد از گذشت چندین ماه سکوت و سفر، یکبار دیگر مهمان "شهر آشوب" شدم و اشعاری چند از این ادبکده زمزمه کردم و روح و روانم را ارامش بخشیدم. غزل های زیبا با زبان ساده ی ادبی و ترکیبات بکر و تازه اش همواره بر دل چنگ می زند که یکی از شهکاری های تو عزیز همین است... به امید موفقیت های بیشتر تان، منتظر دل نوشته های بعدی تان هستم. در ضمن با تازه غزلی در حدیث عشق بروزم و چشم انتظار حضور سبز شما. موفق باشید! سائس

عارفی

سلام دوست عزیز وبلاگ زیبا وپرمحتوایی داری موفق باشی در باره شعر مقاومت زنان افغانستان چه می اندیشی؟

س.

بفرما چای و شیرینی بفرما [ماچ]های از ... بگو کاین ثروت و مستی که را شب میدهد بانو!!!!!!!!!!!! [چشمک][خمیازه]

مژده

من همیشه به شما سر میزنم. این شمایی که گاهی سری به ما میزنی حالا به خاطر مشکلات و درگیری ها [شوخی]