افسانه ...

 


جگرگوشه ی ابر ...

 

چقدر پاک و زلالی ، جگــــرگوشه ی ابر

حیفم آید که تــو لالی،جگـرگوشه ی ابر

 

شاید  این خواست خـــــدا بود که تــــو

درد باشی و ننالی  جگر گوشـه  ی ابر

 

دلت آئینه مثال است ؛ نگاهِ تو ز سنـگ

جمع اضـدادِ محالی! جگر گوشـه ی ابر

 

درد تو دردِ بزرگیست مبارک بادت

ای که از ریشه زوالی جگـرگوشه ی ابر

 

هاتفم ، جـــامی به کف  داده و گفت:

تو از آغــاز سوالی ، جگـر گوشـه ی ابر

 

کارتونیست شکستن...وخدای تو چنین

خواسته ازگاهِ نهالی ،جگرگوشه ی ابر

  

          *   *    *
حیــف شد حیـــف که سیزیف شوی و
درد باشی و ننـــالی جگر گوشه ی ابر

پسرخوانده ی کوه  ...

 

نیستم از تو ملالی پسر خــوانده ی کوه

میوه ی نورس وکالی پسرخوانده ی کوه

 

ذات نورانی مــن روشن و آبیست وهیچ

نبـــود جای سوالی پسر خوانده ی کوه

 

آنچــه گفتی نه ز من ، کــــار دل است

تو نشاید که بنالی پسر خوانده ی کوه

 

روح مـــن در قفــس ات خفــــته بسی

روزها،ماهی وسالی پسرخوانده ی کوه

 

اگرت کـــوچ کنم جسم ترا مــــورِ زمان

ندهد هیچ مجالی پسر خوانده ی کوه

 

عشق یعنی که تهی باشی ز خویش

همچودریای خیالی پسرخوانده ی کوه

 

حرف تو حرف قشنـــگی است بگو !

لیک درگوش سفالی پسرخوانده ی کوه

 

رسم این نیست که در بندِ غمی

شیرباشی وبنالی پسرخوانده ی کوه

 

سالک آنست که بیخودنشود در طلبت  

نبرد بر تو سوالی  پسرخوانده ی کوه

 

این قصه ها همیشه چنین اند و همچنان ....

/ 9 نظر / 14 بازدید
پناه

سلام ! آمدم خواندم شيريني ام گرفت پر حلاوت رفتم!

احسان

سلام، بروز هستم تشریف بی آورید.

زریر

پژمان عزیز و مهربان سلام اشعارت واقعن زیبا هستند و هر باریکه از تو عزیز تازه شعری را بخوانش میگیرم از فاصله های دور برایت درود و صلوات میفرستم عالی میسرائی با غزل جدید بروزم تشریف بیار[گل]

سیب سرخ

سلام پژمان عزیز حقیقتا زیبا بود هر دو غزل موفق باشید

سهیلا

"عشق یعنی که تهی باشی ز خویش"[گل] سلام بر بودای شهر آشوب. من منتظر آمدن و نظرت هستم خبری از شما نیست؟ خوبید؟

سلطانه وهاب

Salam thashakor az amadane tan ba site-am khushal mesham hamesha khabare az ma begired agar mekhahed metawanem tabadalye LINK konem, mara ba name (Sultana Wahab ) link koned, wa ba man khabar bedehed ke shuma ra LINK konam. Khoda hafiz Sultana

عابده ارغوان

درود زیبا بودند!!! موفق باشی

نعمت الله ترکانی

پژمان عزیز سلام! جگر گوشۀ ابر و پسر خواتده ای کوه دو شعر زیبایت را خواندم و به استعداد ات ازین همه استعارت و تشبیهات نو هزار آفرین گفتم. اشاره ات به افسانۀ سیزیف درست در مقطع حلاوتی به غزل ات داده که لطفش را دوچندان ساخته است.موفق باشی عزیز.

لینا

گاهی ترانه ای ست که می اید گاهی پرنده ای ست که می رود گاهی ستاره ای ست شعر که می درخشد نه می اید و نه می رود ...