شانه و گیسو .....


دوستان درود !!

از اینکه اینبار آمدنم زیاد بطول انجامید معذرت میخواهم اندکی کسالت و عالمی دغدغه و دلواپسی ، باعث بمیان آمدن اینهمه بیخبری و دوری شده بود . امیدوارم بتوانم فاصله های بمیان آمده ی این چندگاهِ نانبشتن را جبران نمایم ... اینبار ،اما با نوشته های سال پار آمدم و مجال نوشته های جدید را تا فرصت دیگر چشم خواهیم دوخت .....


  
ابرهای نا امیدی..

 

تا که رفتی از برم حـــتا جــــــهانم گریه کرد

مــــــرگ آمــد بر در ام ،عمر جوانم گریه کرد

 

آمــــــدی دستی نهـــادی روی دستان دلم

اتفاقی در گــــرفت و جسم وجانم گریه کرد

 

وحی گشتی یکشبی تو برخیابانهای خیس

میده میده رفتی و هفت آسـمانم گریه کرد

 

ابرهای نا امیدی ، چشم های غــرق اشک

هــــر دو یکـــباره به چهر زعفرانم گریه کرد

 

آنــسو یک صف از مــلایک ، بر فــراز ابر ها

بـــرمن و بـــر حـــــال زار خاندانم گریه کرد

 

شعر گفتم درد هــایت را ،ولی این درد نیز

بـــــرمن و بـــر شعر های بی زبانم گریه کرد

 

شهـــر پر بود از غریو و ناله های بی حساب

بیـــحساب آنــشب تمام عاشقانم گریه کرد

 

خاک باقی ماند و از خاکسترم ققنوس؛  آه!

ذره ذره عشــق تـــو از خــــاکدانم گریه کرد

.

.

تانپنداری که عاشق چشمهایش خیس بود

ابـــر بارید و شبانگه گیـــسوانم گریه کرد

 

بهمن 88. هرات
....................................

نمیدانست ...

 

دوستش دارم ؛و لیکن او نمــــیدانست

مهــــربان یار منِ ی بدخو نمـــیدانست

 

یاکه میدانست وخود رابیخبرانداخته بود

یاکه اصلن از غمم یک مو ،  نمیدانست

 

دل بدریادادم و گفتم که عاشقت شدم

برنمیداشت شانه از گیسو،نمیدانست

 

حلقه درحلقه دویدم،صوفی آهم راشنید

در فــــراقش تن تنا یاهـو ، نمیدانست

 

گرگ بود اندوه و دردش درلباس بره ها

درکمین این "من" ی آهو ، نمیدانست

 

دوستش دارم هنوزم،عاشقش هستم ولی

حیف آه و ناله ام را او ، نمیدانست ....

 

زمستان 88.هرات
............................................


واینکه :

این رفـــتن مـــن عجــــیب و باز آمــــدنم
چون قطره ی اشک خشک ایستاده منم

امــــروز گذشت و پشت امشب شاید  
فــــــردا به حضــیض خــــاک افتـــاده تنم

/ 14 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

سلام @ زبان فخیم ، نگرش زیبا به همه موجودات هستی و روح سرشار از عاطفه و احساس و قلب مهربان ؛ مواردیست که نهادتان به ودیعه گذاشته اند . پاینده باد این روح و خجسته باد اینهمه زیبایی خدادادی.[گل][گل]

شبنم

سلام و عرض ادب دارم حضور شما و امید وارم در تمام ساحات خوش و موفق باشید دیریست از شما پپام نداشتم امید خوب و آرام باشید و شگوفا!

یاشیل

ادیب وارسته برادر دوست داشتنی ام جناب نعمت الله پژمان با سلام و عرض ارادت از اینکه مجددا به عرصه ی دنیای مجازی برگشته اید بسیار خرسندم چرا که شما را از صمیم قلب دوست می دارم.اشعارپست اخیرتان را خواندم برایم باز هم تازگی داشت و از این که شاعر با بصیرتی همچون شما در این عرصه می ماند برای من زیبا وستودنی است. برادر کوچک تان یاشیل

علی حسین مظفری

سلام و صد سلام به همه شما و خصوصا پژمان ! موفق باشید تشکر که از وبلاگ من (شمع) سرزده اید خوب است که در روشنای شمع با ما سهم گیرید . . و مرا تشویق نموده اید شما هم خوب سروده اید خوشم آمد در این مسیر تان گام ها ی خوبی را برایت آرزو دارم دراینده شما را در بخش پیونده ای وبلاگ شمع اضافه خواهم کرد شاید تا میزان با من اشنا شده باشی ... اما من از شما خیلی دقیق معلومات ندارم که اکنون در کجا هستی .و ....؟ www.shama.blogfa.com موفق باشید ع.ح. مظفری

شبنم

سلام و درود بر برادر عزیز و شاعر فرهیخته کشورم امید خوب باشید و اینک با یک غزل تازه بروزم و منتظرنظریات نیک شما هستم[گل]

شبنم

سلام و درود بر برادر عزیز و شاعر فرهیخته کشورم امید خوب باشید و اینک با یک غزل تازه بروزم و منتظرنظریات نیک شما هستم[گل]

س.ز

سلام مثل همیشه نوشته ها و قلمتون دلنشین بود همونجوری که انتظارش داشتم خوشحالم که تونستم بعد از مدتها دوباره نوشته هاتون بخونم

زریر

پژمان عزیز و مهربان سلام دلسروده هایت خیلی ها صمیمی و دوستداشتنی هستند بار بار هم اگر بخوانمش بازهم اشتیاق خواندن شان بیشتر و بیشتر میگردد ماشاالله در سرایش بر همگان سبقت داری برایت تبریک میگویم موفق و سرفراز باشی عزیز گرامی[گل]