هرکه به یاد تو نیست ....

()

امروز به بیهودگی سر شد ...


فردا گذرد نیز ،


ولی ،


خاطره برجاست ...


این خصلت دنیاست ،


 شاید که به ویرانه ی فردا نرسد قافله ی ما ...

 

 

ماه سرنوشت...

 

اردیبهشت! ماه خدا ، ماه سرنوشت

نامت چــرا خدای به تقدیر من نوشت

 

نقش هزار گونه خیالت به تن کشید

اما خزانِ سرد غم ات بر دلم بهِشت

 

خاک نمور و سرد و سیــــاه زمانه را

گل کردوهِشت برتنم اندامهای زشت

 

آغازشد حکایت من زآن شب نخست

تبعیدی  ام نمــود خدای از در بهشت

 

تقصیرمن نبودخودش خواست اینچنین

ترکیب نا برابر عصیــان و آب و خشت

 

این بازی ازنخست به سود دلم نبود

فرمان شاه بودوهدایت که مات وکشت

 

اینک توقرنهاست که همریشه ی منی

اردیبهشت ! ماه خدا ،ماه سرنوشت !

 

مدح شبیه ذم ...

 

 

نی نی چشمان من سنگ سیاه غم است

هر کـه به یاد تو نیست سنگترین آدم است

 

سنگ شدم سنگ سرد،پیش قدمهای تو

خاک قدمهای تو،جلوه ی هفت عالم است

 

تحـفه ی جـــانم بگیـــر ، بار دگــــر  رد نکن

من چه  توانم  اگر  تحفه ی جانم کم است

 

هر سحر هر شامگاه ، ماهِ هـــلالم هـلال

پیش غــرورت عــزیز ، قد رسایم خم است

 

شهر  پر از انـــتحار ، کــوچه و من داغــدار  

غصـــه ی جانکاه تو ، مثـل عزای بم است

 

ماه کجامــثل توست ، نیمه ی پنهان من !! 

او به تومانند شدن، مدح ی شبیه ذم است

 

رفتــن ات هم زندگیست ، آمــدنت نیز هم

ای که نفسهایمی گــر نشوی ،ماتم است

/ 5 نظر / 13 بازدید
حدیث عشق

پژمان عزیز درودت نثار میکنم ! مرا ببخش از اینکه دیرتر رسیدم... راستش روزمره گی هایم بسیار دامنگیر شده است که کمتر مجال می دهد. به هر حال هر دو غزل زیبا بودند و دلانگیز اما، اولی با تصاویر بلند شاعرانه سخت بر دلم چنگ زد. تولدت مبارک عزیز! انشاءالله که عمرت عمر نوح و سرشار از دست اوردهای مثبت باشد... عرض حرمت؛ سائس

امید

سلام پژمان عزیز بهار نمادیست از زیباییها غزل هایت چون بهاران سر شار از زیبایی هاست قلم و قدمت سبز باد عزیز چشم براهم امید

عزت الله حبیبیان

سلام بر رئیس بزرگ آقای پژمان عزیز دیری شد که صفحه مربوطه نوشته های حضرت شما را ندیده بودم وامروز پای بر تمام امور مزخرفه زندگی گذاشته و سری بدوستان ویاران قدیمی زدیم زیرا این حضرات که ما را زیارت نفرمودند