من شکاری نیستم

 

های گنجشکان عاشق من شکاری نیستم

های ! من بانیی زخــــــم و بد بیاری نیستم

 

دامنـــم خالیست از سنگ نفس گــیرشکار

دامنـــم خالیست و حتا ! انتـــحاری نیستم

 

زخــــــمِ تلخ سینه هاتان را روایت می کنم

می شناسم دردتان را،سرد وعاری نیستم

 

چشـــم هــاتان را که تشــویش اند و ترس

می پرستــم ، مــــــــــن  قنــــاری نیستم

 

لانه هاتان سبز بادا ، پُر ز گنــــدم های نور

لانه هاتان سبز بادا ،من که مار(ی)نیستم!

 

های گنجشکان عاشق،شاخه هام راگل شوید

میشناسم جمله تان را، من که قاری نیستم!

آشیان تا آشیانم روح  باران است وشعر

های گنجشکان عاشق من شکاری نیستم!

 

 

/ 5 نظر / 11 بازدید
کیمیاگرجوان

سلام به هم زبان پارسی گوی ایران زمین بخشی از وبتون رو خوندم-با احساس بود موفق باشید[لبخند]

جمیله

سلام دوست عزیز آپم منتظرتم [گل]

شکیب مصدق

پژمان عزیز درود.آمده ام بگویم آدمک آخر دنیاست بخند آدمک مرگ همینجاست بخند

عابده ارغوان

درود بر شاعر خوب و پر استعداد ما خیلی زیبا زخم تلخ سینه هاتان را روایت می کنم می شناسم دردتان را، سرد و عاری نیستم چشم ها تان را که تشویش اند و ترس می پرستم،محو تذویر قناری نیستم عالیست [گل]

شهرتاش

درود، گمن شکاری نیستم" هم چون دیگر سروده های تان به دل چنگ می زند. نویسا بمانید.